سفارش تبلیغ
صبا
حیران

مانند گردبادی! پر از شن وخاک.

و من اخرین برگ از یک درخت خشکیده.

به خود می گویم:این گردباد مثل نسیمی خنک.

بر تنهایی عمیقم چه خوش نشسته است!

اما تو همان گردبادی پر از شن وخاک.

((تک برگ رویایی))

منتظرت می مانم چه شب باشد و چه صبح

می دانم که میایی .

در این گردباد و طوفان چه خوش هوایی می شوی تو

مخصوصا در 4 تیر روز تولدم که حالا با دادن کارنامه ها بدترین روز در طول تنفس بند بند سلول های وجودم شده

اههههههههههه

بر بر منو نگاه میکنی که چی بشه!!؟؟

 


نوشته شده در سه شنبه 90/3/31ساعت 12:16 صبح توسط سوتی یا قوتی نظرات ( ) |

دیدی بعضی وقتا از کسایی که اصلا توقع نداری یه چیزایی میبینی که سر جات خشک میشی.

جلوی خودت یه رنگن و با هات باب دوستی باز میکنند پشت سرت هرچی میخوان میگن.

اقا جون!

 اگه از دست من ناراحتی بیا به خودم بگو والا ناراحت نمیشم. این طوری هم خودت راحت میشی هم من این قدر جا نمیخورم وقتی ببینم.

ادم دیگه به سایه اش هم نمی تونه اعتماد کنه. باید چی کار کنه خدا واسف السافلین میدونن.

برای خودت هم که شده بیا کدورت هارو بذار کنار. پا رو دلت بذار و....

یکی بهم گفت :بچه ها جمبه ندارن. من باور نمی کردم. خوبه حالا من کلی گفتم جمبه  هاااااااااااااا بالا

همه گفتن ما کوهیم و ما اصلا لوس نیستیم.

خدا رحم کرده که لوس نبودن.

حالا خوددانی .

خواستی بیا وبهم بگو ...

هم خواجه و هم کعبه وهم خانه شمایید.


نوشته شده در دوشنبه 90/3/16ساعت 10:18 عصر توسط سوتی یا قوتی نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


کد موسیقی برای وبلاگ